شهدای وابسته فرهنگی

به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت سردار شهید حسین و روحانی شهید علی عجم

به مناسبت فرا رسیدن سالگرد شهادت سردار شهید حسین و روحانی شهید علی عجم به قلم ؛ خواهر شهیدان(حاجیه فاطمه عجم) تاجایی که من یادمه و تحقیق کردم شهید حسین عجم مدتی در تیپ ویژه شهداء با شهید کاوه به مبارزه با ضد انقلاب در کردستان می پردازد و در این زمان با لیاقت کاردانی که از خود نشان می ...

ادامه مطلب »

زندگینامه شهید رجبعلی رمضانی

زندگینامه شهید رجبعلی رمضانی نام پدر: حسین محل تولد: کاخک تاریخ تولد: ۱۳۱۰/۸/۲۰ محل و تاریخ شهادت:  شلمچه ۱۳۶۶/۸/۲۲ شهید رجبعلی رمضانی  سومین فرزند خانواده بود، که روز بیستم آبان ماه ۱۳۱۰در شهر شهید پرور کاخک یکی از بخشهای گناباد بدنیا آمد. تحصیلات ایشان طبق گفته خانواده شهید سوم ابتدایی می باشد و از لحاظ داشتن سواد غیر درسی به ...

ادامه مطلب »

زندگینامه شهید بزرگوارعلی عجم

فرازی بر زندگینامه شهید بزرگوارعلی عجم سردارشهید علی عجم، فرزند اسماعیل و صغری در تاریخ ۱۳۳۸/۱۰/۱ در روستای زیبد از توابع شهرستان گناباد در خانواده‌ای کشاورز و متدین پا به عرصه‌ی وجود نهاد. در سال ۱۳۵۹ به‌صف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. طولی نکشید که به دلیل لیاقت و شجاعت، به‌عنوان فرماندهی خلاق و متفکر معرفی شد علی عجم عاقبت ...

ادامه مطلب »

زندگینامه شهید حسن بهفر

مروری بر زندگینامه شهید بزرگوار  حسن بهفر نام پدر: محمدرضا محل تولد: گناباد تاریخ تولد: ۱۳۴۲/۱۲/۲۸ محل و تاریخ شهادت: ارتفاعات چهارقله بجستان،۱۳۷۶/۲/۲۷   حسن بهفر –  پنجمين فرزند محمد رضا وفاطمه – در اسفند ماه سال ۴۲، در خانواده ای متدين ونظامي ، در گناباد متولد شد.(۱) حسن دوره ابتدايی را در روستای رياب ودوره راهنمايی را در گناباد ...

ادامه مطلب »

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی(۵)

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی راوی: معصومه ذوقی،خواهر کوچک شهید موضوع: آرزوی یک بوسه ازشهید روزی که قرار بود جنازه ی شهدا را تشییع کنند ما برای تدفین جنازه ی برادرم  به گلزار شهدای قنبر آباد رفتیم،به آنجا که رسیدیم رفتم بالای سر پیکر برادرم اما ازحواس پرتی فراموش کردم که برادرم را بوسه بزنم. بعد از دفن شهید خیلی پشیمان ...

ادامه مطلب »

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی(۴)

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی راوی: معصومه ذوقی،خواهر کوچک شهید موضوع : خاطره تشییع جنازه ی شهدا روز ۲۲بهمن رفتیم راهپیمایی و تشییع جنازه ی شهدا وقتی که نزدیک پیکر شهدا بودیم یک خانوم گفت اینها سه شهید بودندیکی شهید مراد علی ذوقی بود وقتی این حرف ها را شنیدیم به گریه افتادیم مادرم به سرو صورتش میزداما خواهرم می گفت ...

ادامه مطلب »

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی(۳)

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی راوی: همسر شهید عنوان خاطره:خواب درمورد شفای فرزند مریض شهید شبی زهرا دختر بزرگم خیلی مریض بود،خیلی ناراحت بودم و گریه می کردم که اگر او(شهید) بود،حالش خیلی بهتر می بود. بعد در خواب دیدم که همسر شهیدم آمده و انار به من داد.می خواستم انار را بخورم گفت نه،اول به دخترمان زهرا بده. بعد  از ...

ادامه مطلب »

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی(۲)

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی راوی : خواهر شهید علاقه زیاد به دعا و خلق و خوی خوش یادم می آید وقتی برادرم برای آخرین بار از جبهه به مرخصی آمده بود. تمامی خواهران ، برادران و پدر و مادر را به خانه اش دعوت کرد و گفت که می خواهم همگی شما را با هم ببینم. آن روزی که ما ...

ادامه مطلب »

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی(۱)

خاطرات شهید مرادعلی ذوقی موضوع: خداحافظی برای رفتن به جبهه ساعت ۱۲ ظهر بود در خانه نشسته بودم . مادرم سر تنور نان می پخت. در همان موقع مرادعلی مان برای خداحافظی به خانه آمد .او از قنبرآباد پیاده آمده بود تا خداحافظی کند.اما پدر و مادرم ناراحت بودند و اجازه نمی دادند و من با دلیل و برهان آنها ...

ادامه مطلب »

خاطرات شهید سیدحسن دوستدار(۲)

خاطرات شهید سید حسن دوستدار راوی: طاهره جوانبخت موضوع: حجاب   شهید دنبال زنی بود که با حجاب باشه و با چادر نازک راه نرود و همان شب اول خواستگاری به پدر خانمش گفت اگر دختر شما با حجاب است جواب بدهید وگرنه خدانگهدار. وایشان بعد از اینکه همسرش را عقد کرد بعد از دو روز از گذشت عقدشون به ...

ادامه مطلب »
bigtheme