دلنوشته به قلم : غزاله زارع حسینی

دلنوشته به شهدا

بسم رب الشهدا والصدیقین

سلام ای روح پاک و آسمانی سلام ای بنده برگزیده ی خدا ای اسوه ی شهادت درود بر تو که از متاع گرانبهای وجودت در راه دفاع از وطن گذشتی تا که شاید بعد از تو سرزمینی امن برای مردم کشورت فراهم شود .

حال من در قصیده ی پاک شما قدم نهادم و بر سر مزارتان ایستاده ام .شاید پدری باشی که دختر یا پسری داشت و برای دفاع از سرزمین خود آن ها را از دیدن وجود خود محروم کردی و دست از تمامی آرزوهایت کشیدی یا جوانی باشی که مادرت آرزوی دیدن تو را در جامه ی دامادی را داشت یا نوجوانی که خیلی پیش تر از موعد مرد شده است….

من روسیه، احساس شرم می کنم و اکنون که بیش از پیش رشادت و بزرگیتان را درک می کنم با تمام وجود نسبت به شما احساس دین می نمایم .

بارها به خاطرموانع کوچک به راحتی قافیه را باخته ام و در مبارزه با مشکلات پا پس کشیده ام . اما شما در راه رسیدن به هدفی بزرگ و خطیر تا پای جان ایستاده اید. من هم می خواهم بجنگم با همان دشمن دیروز که امروز سلاحش عوض شده است . نبرد من با سلاح سرد دشمن است آنان که اینک مغز دختران سرزمینم را با افکار مسموم نشانه گرفته اند .می خواهم با نگاهی برتر و گامی راسخ قدم در راهی بگذارم که تو نهادی تا حداقل پاسدار خون پاکتان باشم.

والسلام

نویسنده : غزاله زارع حسینی دانش آموزدبیرستان دوره اول شاهد یاس نبی (س)

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme